یکم حرفای فلسفی .............

سلام به همگیتون

ببخشید ازین پست تا پست قبلی یک قرن فاصله افتاد

--------------------------

این روزا کم کم روزی ۱۳ تا ۱۷ ساعت کار می کنم

گاهی اوقات نمیفهمم کی خوابیدم

کی بیدار شدم

تقریباْ از خستگی بیهوش میشم

ولی شکر

اینم برای خودش جای شکر داره

-----------------------------

سایت باله http://balleh.wordpress.com/

-----------------------------------------------------------

خیلی دلتنگم

زیاد

و فکر میکنم باید انتخاب کنم

خیلی سخته

خیلی سخته

بعد از ۲ سال برگشتم سمت سید ....... مرد خاصیه

حالت خاصی هم داره

۲ سال پیش بهم گفت باید فکر کنم بعد انتخاب کنم ..........

حالا بعد از ۲ سال حس میکنم راهم اون بوده

برگشتم سمتش

خیلی داغون و خسته

گفت: راهش سخته......حاضری .........حاضری هر چی بگه .....هر کاری بخواد انجام بدی.......این راه خیلی سخته.......برای رسیدن به هدفت باید چشم به روی خیلی چیزها ببندی

گفتم : حاضرم....فکرامو کردم......مطمئنم از عهده من بر میاد

خندید و گفت: باید اول امتحان پس بدی

گفتم: حاضرم

خندید

و باز هم خندید

------------------------------------------------

چقدر سخته ادم کاری رو انجام بده که بهش هیچ اعتقادی نداره......

ولی خودم قبول کردم

حالا باید دوباره از اول مطالعاتم رو شروع کنم........

چشمام گاهی اوقات از زور خستگی بسته میشه ولی خواب نیستم......

به زور اب سرد باز میکنمشون......

سید باز هم میخنده......لبخند میزنه......اروم میشم.....

صداش ارومم میکنه..........

: خدا همیشه به بنده هاش فرصت جبران میده

- خیلی عقبم......

: از هر جا شروع کنی ...... زمان تودستاته......... آما ده ای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

------------------------------

باید دروغ نگم

تهمت نزنم

غیبت نکنم

ناله نکنم.

تمام فرائض مذهبی رو کامل و بی کم و کاست انجام بدم........

باید از تمام گناهان خودمو دور نگه دارم.........

و عمل کنم......

به خلق کمک کنم......

خیرات ..........نذر.........

به مدت ۱۰ روز.......

امروز چهارمین روز بود ......

وقتی به لیست نگاه کردم دیدم حداقل ۴ تا دروغ کوچیک و گنده تو کارخونه بار مهندس و پرسنل کردم........

حالا اسمشو بذار مصلحتی .........

دروغ دروغه دیگه

چقدر سخته این شرایط

صدای خنده سید بلند شد

البته صدای ارامشبخشش..........

- تا ۱۰ روز خودتو دور نگاه نداشتی دیگه با من تماس نگیر...........چون ادامه این راه غیر ممکنه.........باید بتونی به نفست غلبه کنی........ باید اولین قدم رو محکم برداری........

چشمام باز سیاهی میره.......

ولی باز به خودم میگم...........: تو میتونی........

ولی اینکه ادم دروغ نگه خیلی سخته...........خیلی.........................

تازه خیلی چیز های دیگه هم سخته.............پایبند بودن........... به بعضی اصول........

وای خود کرده را تدبیر نیست ........

---------------------------------------

توی این دنیا آشوب زده

میشه خوب بود

میشه امیدوار بود

میشه اصیل بود

میشه بدی دید و بدی نکرد..........

میشه کینه به دل نگرفت

میشه کتک خورد و مشت نزد

ولی........

همه اینها خیلی سخته

سخت تر از بد بودن.........

---------------------------------

کتاب رهایی از دانستگی رو خوندید نوشته کریشنا مورتی.......

۴ سال پیش ۳ بار خوندم  نفهمیدم.......

اشکم درومد.........

حالا دوباره دارم میخونم

اعصابمو ریخته به هم........

مخصوصاْ با این دستورات حضرات.........

-------------------------------------

تا حالا واقعاْ دعا کردید.......

تا حالا واقعاْ از خدا چیزی رو خواستید .......

تا حالا درست و حسابی از خدا چیزی رو خواستید ؟؟؟؟؟؟؟؟

شب جمعه سعی کردم بعد از نیایش اصلی دعا کنم........

ولی همش هواسم پرت می شد .......

تازه کلی هم خواسته هامو یادداشت کرده بودم یادم نره......

دیدم نه..........نمیتونم اونطور که باید ازش بخوام.......

رو کردم به اسمون و گفتم: خدا جون میشه خودت لیستمو بخونی زودی همشو براورده کنی ...........من الان وقت ندارم بخونم برات ........قربونت.......

انگاری ارث بابامو ازش طلب دارم.......

ولی نمیدونید چه حالی داد ..........

مخصوصاْ وقتی امروز صبح دیدم اولین درخواستم اجابت شد.........

فقط میخوام اینو بهتون بگم:

: بنویسید..........کامل ............دقیق..........خدا رو گیج نکنید.........واضح بگید چی میخواید...........همچین حالی بهتون می ده ...............

---------------------------------------

کم کم ..........کم کم........ دارم بر میگردم به جریان اصلی زندگی..........

وقتی برای غصه خوردن ندارم

سعی میکنم

به خودم قول بدم

که ادم بدی نباشم

----------------------------

http://ballerian.blogfa.com/

بالرین