نمیخواستم بنویسم
ولی نه خوابم میبره
نه حال درست و حسابی دارم
هر روز توی خودم بیشتر فرو میرم
و نمیتونم کاریش هم بکنم
امروز بهرام اومد ..........خیلی داغون بود
خیلی زیاد...........
احساس گناه بهم دست داد
------------------------------------------
: خوب .....خودت میدونی که اوضات اصلا جالب نیست....... از قیافت معلومه
ـ اخرشو اول بگید
: اگر ...... همینطوری ادامه بدی .......
ـ توصیتون چیه ؟
: خودت میدونی........دیگه لازم به گفتن نیست .........
-------------------------------------------
سعی میکنم خودمو کنترل کنم
هنوز هم درد دارم......
ولی بیمحلش کردم
بهرام همچنان داشت توصیه میکرد که...........
یک دفعه انگار سوزن فرو کرده باشند توی روده هاممممممم
داشتم میمردم.......
به زور ..................
تا ۱۰ تا شمردم
خدا رو شکر بهرام نفهمیدددددددد
----------------------------------------
دیگه .......
دلم میخواد توی یک سکوت ...........توی یک جای دنج..........
خیلی حس خاصی دارم.......
حس.......
------------------------------------------
باید تحمل کرد
باید صبر کرد
باید صبورانه فهمید
درک کرد
و تحمل کرد
----------------------------------------
دوباره تا ۱۰ میشمارم.......
یک سیگار روشن میکنم میذارم روی جا سیگاری
حتی یک پکش برام حکم زهر رو داره
واسه همین میذارم جلوم بسوزه
خیره نگاه میکنم
دودش ............
ولو میشم کف ساختمون...............
میپیچم به خودم .............مثل یک مار........
----------------------------------------------
نقاشی
کتاب خوندن
رقص
تماشای فیلم
موسیقی
آشپزی
و البته کار
فکر نمیکنم کسی دیگه مثل من بتونه اینطوری وقتشو پر کنه
شبها هم که بساط اینترنت دارم........
ولی عجیبه که فکرم ازاد نمیشه
------------------------------------------
با (ر) حرف زدم
خیلی تحویلم گرفت
کلی مسخره بازی دراوردیم.
دلقک بازی
: ببینم هنوز کسی رو پیدا نکردی ؟؟؟؟؟؟؟
ـ نه.........تو چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
: ول کن بابا ........ من اگر شانس داشتم همین یکی خوب درمیومد.........
صداش ارومم میکنه
: من آخر هفته یک سفر میام اصفهان.........کاش بتونم ببینمت.......
ـ چند شنبه؟
: ۵ شنبه......جمعه....
ـ خوب بیا اینجا......
: همسایه هات ...صاحب خونت
ـ اولا به اونا ربطی نداره........دوم .....میگم برادرمی..... سوم......صابخونه از خوده
: ای........شیطون.......تا حالا چند تا پسر اوردی ؟؟؟؟؟؟
ـ والا شمارش از دستم در رفته........ ولی تو جای خودت رو داری
: فکر کردم دیگه نمیخوای منو
ـ نمیخوامت ....... ولی رفاقتمون هنوز سر جاشه........تازه دسته چکتم بیار .کارت دارم
: پس بگو...........من گفتم تو همینطوری ادمو تحویل نمیگیری
-------------------------------------------------------------

فکر میکنی باز بتونم عاشق بشم
مگه تا حالا عاشق شدی
راستشو بخوای نه........
پس چی میگی
خوب.......منم دلم یه عشق میخواد
هر کسی لیاقت عاشق شدنو نداره
خوب لا اقل بگو چطوریه
خوب.......گرم...داغ...زندگی......
منم میخوام.
تو فقط بغل میخوای
من گرما میخوام
تو فقط بازو میخوای
من زندگی میخوام
تو ...........خیلی وقت مردی.........هنوز گرمی نمیفهمی
--------------------------------------
اهنگ مارک انتونی.........
روش ریتم میام..........
با اینکه به شدت درد دارم......ولی با هیجان میرقصم........
تا ۱۰ میشمارم
تا ۱۰ میشمارم
فکر نکن
فکر نکن
فکر نکن
فکر نکن
خالی شو
خالی شو
خالی شو
خالی شو
خالی شو

|