سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387
تشکیل حزب .....................

امروز اصلا حالم خوب نبود

حتی یک ساعت هم دیشب نخوابیده بودم

واسه همین سرم گیج میرفت

معده گرامی هم که هنوز مینالید

خلاصه چمن در گلی بود تمام عیار

ساعت ۱۰ مرخصی گرفتم برگشتم خونه........

البته اصلا نمیدونم صبح چطور خودم رانندگی کردم

ولی برای برگشتن وحشت داشتم پشت فرمون بشینم

خدا خیر بده یکی از بچه ها که میخواست با سرویس برگرده کمک کرد

و تا اصفهان پشت فرمون نشست

منم فقط خوابیدم

دختر خوبیه.......... تنها دختریه که تو محل کارم باهاش اشنا هستم......

--------------------------------------------

الان کمی بهترم

با اینکه خواب نمیرم........ هی تیکه تیکه چرت میزنم

و مدام نگرانم

---------------------------------------------

خوب میخوام از سیاست براتون بگم

شنیدید که دارن ۳ تا جزیره هامونو زمون میگیرن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و اینو میدونید یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گرفتن جزایر ۳ گانه

برداشتن نام خلیج فارس

و حتمی بعدا گرفتن امتیاز تنگه هرمز

و بعد = از دست دادن ذخایر نفتی بستر خلیج فارس

یکم به خودمون بیایم

خواب بسه

برید و امضا کنید ...........شده هر کس ۳ تا ۴ تا ۵ تا میل داره با اسامی مختلف بره امضا کنه

و یادتون نره تمام منافع نفت و خلیج یک راست به جیب امریکا و انگلستان میره  

---------------------------------------------

امروز یک فیلم قدیمی از بابا و دوستان هم حزبیش گذاشتم نگاه کردم

یک مهمانی کاملا مردانه

۸ نفر......... که فقط بابا توشون نظامی بازنشسته اس...........

صدای خنده اون انسانهای واقعی

و حرفهاشون

من خودم ازشون فیلمبرداری کردم برای یاد گاری

بابا موافق نبود ولی چیزی نگفت

شاید ..............

الان هیچکدومشون زنده نیستن.......

---------------------------------------------

دارم فکر میکنم چطور میشه اگر ما با هم توی وب یک حزب تشکیل بدیم

حزبی برای ازادی میهن

برای نجات کشور از دست ضحاک مار دوش

یک حزب جدید

از سیاست نمیگم

از کارهای عملی میگم

از اصناف و اتحادیه ها

فکر میکنم فکر بدی نباشه

من میخوام یک حزب توی وبلاگها تشکیل بدیم.............

همه با عقاید مختلف با هم متحد بشیم

و گروه بزرگی بشیم برای ابادی کشور

اولین قدم هم همین مبارزه بر علیه اسم خلیج عرب باشه

من از امروز برای رسیدن به این هدف تلاش میکنم

امیدوارم شما هم همکاری کنید

واسه اسمش هم پیشنهاد بدین

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26051


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!