سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 27 فروردین ماه سال 1387
ایرانی بودن..........جنگ...........مذهب

وقتی فقط ۱۲ سالم بود

بابا مجبورم کرد که شروع کنم به خوندن تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران

۱۵ ماه تمام ........روزی ۲ ساعت مطالعه

تازه بعدشم اخر هفته ها بحث  و مجادله سر تاریخ با پدر گرامی که حتی کار به جاهای باریک میکشید و بابا به شدت منو توبیخ میکرد که خیلی عوام هستم

انگار من باید از ۱۲ سالگی شعور یک خانم ۲۵ ساله رو میداشتم

ولی تمام تلاشمو میکردم

با اینحال بعد از گذشت ۳ سال فهمیدم از تاریخ ایران فقط و فقط فهمیدم هر دوره رو کی

تاسیس کرد کی ورانداخته............ همین........یا اینکه چند سال هر دوره طول کشید

برام شیرین ترین بخش از تاریخ اون زمان حکومت خشایار شاه بود.......................

وقتی ۱۵ ساله شدم

باز سرهنگ با فشار ازم خواست بشینم دوباره بخونم

و من حتی جرات نمیکردم یک خط رو جا بندازم

شاید به خاطر اینکه ممکن بود بابا یکهو ازم سووالی بپرسه

بدا به اون روزی که بلد نبودم جواب بدم.........

: بیسواد..وطن فروش......... عامی...... دخترک ابله

صفاتی که بابا مثل نبات نثارم میکرد

از نظر سرهنگ ادمی که تاریخ کشورشو درست بلد نباشه فرقی با وطن فروش نداره........

یک خائن که بیگانس با اصل خودش

یادمه اون زمان بود که از خوندن تاریخ باستان به شدت دچار غرور بودم

وقتی تاریخ بعد از اسلام رو شروع کردم همراه با خوندن اشک بود که میریختم

تجاوز تازیان به زنان و دختران نجیب ایرانی

سوزاندن کتابخانه عظیم شاهنشاهی که ۶ ماه طول کشید........

شکستن خمره های بزرگ شراب..........

و...................................

خیانت

وطن فروشی

کثافت

این هدیه سرزمین تازی بود.........

به شدت بیزار بودم از تاریخ اعرابببببببببببببب

ولی بابا با جدیت مطالعات منو کنترل میکرد........ بخون......... تاریخ بنی امیه .......بنی عباس..........بخون..........

حتی مجبورم کرد تاریخ معاصر عربستان.......سوریه.....اردن....لبنان....عراق...مصر.....یمن حتی

رو مطالعه کنم

دیگه داشتم از اینهمه خیانت و کثافت بالا میاوردم.............

بلاهائی که اعراب به سرمون اورده بودن به نام مذهب

و من به چشمم مردمی رو میدیم که با افتخار میگفتن مسلمانن در حالیکه هیچی ازش نمیدونستن به جز یک مشت دروغ محض

مذهبی که با شمشیرررررررر...............بر تمام دنیای پیشرفته اونزمان خودشو تحمیل کرد

یادمه سر این قضیه چنان تعصبی نشون دادم که بابا شوکه شد

رفت

وقتی برگشت ۵ عنوان کتاب مختلف برام اورد

اوستا در ۲ جلد

کتاب عهد عتیق

انجیل.....

قران......

و تفسیر المیزان

بعد گفت : باید تک به تکشونو بخونی....... حق نداری به مذهبی توهین کنی.........

حتی اگر قبولش نداری

تعصب فقط مخصوص احمقهاست

یک انسان بالغ و عاقل هرگزززز مغرورانه نظر نمیده

بخون................بنویس

۳ سال طول کشید تا اون کتابها رو بخونم.............

خط به خط

من کل قران و تفسیر اونو با دقت خوندم و یادداشت برداری کردم

کتاب عهد عتیق خیلی سنگین بود از نظر متن نگارشی ولی اکثرا داستان بود

انجیل بسیار شیرین و روان

اوستا بیگانه با فارسی.ولی معنوی و بسیار انسانی

کلمات سنگین بودن........... به نظرم تمام زیبائی اوستا در همون گویش پهلوی......

بگذریم........

من خوندم

خوندم

و هر لحظه بیشتر فهمیدم تعصبات احمقانه منو کور کرده بود

--------------------------------------------

اینا رو ننوشتم که بگم من اهل خوندن و مطالعم

گفتم چون دلم به شدت گرفته

به شدت از این سطح فکر هم وطن های عزیزم خسته و افسردم

شاید بابا راست میگفت : ادمی فراموش کار....... وگرنه تاریخ هزاران بار تکرار نمیشد

اره راست میگفت

ما فراموش کردیم تاریخمونو باز داریم تکرارش میکنیم

هر چی به خودم فشار اوردم که توی وبم بحث  نکنم نمیشه

چرا تعصب

چرا سعی میکنیم یک موضوع رو اونقدر بزرگ کنیم که توش گم شیم

چرا خودمونو میزنیم به نفهمیییییییییی

چرا وقتی همه چیز جلوی چشمامونه نمیبینیم

تسلیم

اول از خودم شروع میکنم

من خودم به اندازه همتون کورم

که اگر نبودم

خیلی وقت پیش جهتمو عوض میکردم

ولی ................... حس میکنم دیگه نمیتونم بیتفاوت رد بشم

اول از همه از خلیج فارس شروع میکنم

گوگل ......که الهی به خاک گرم بیافتن پشت پرده ایهاش با این سیاست کثیفشون

اسم خلیج فارس رو کرده خلیج عرب

چند تا ایرانی مخالفت کردن؟؟؟؟؟؟ به زور شده ۳۰۰ هزار نفر.........

بله ...........وطن پرستهای عزیز........... اسلام در خطر است .........به داد افغان و پاکستان

عراق و فلسطین برسید  ...............خلیج فارس کیلویی چند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حتمی کل دنیا ما ۱۰۰۰۰۰۰ نفر ایرانی صاحب میل نداریم

ای هممون به خاک گرم بشینیم با این وطن پرستیمون

-------------------------------------

دوم : پاسارگاد............کوروش کبیر اسوده بخواب که نوادگانت گند زدن به کل هیکل ایران  

----------------------

سوم: دزدی های مکرر تخت جمشید

نگران نباشید ........در پاریس در موزه  میتونید برید و تخت جمشید واقعی رو ببینید

-------------------------

داشتم همشهری جوان میخوندم

مرد هزار دشمن تیتر جالبی بود برای مجموعه هزار چهره مهران مدیری

بله

همه بهشون بر خورده

دکترها........اداره ثبت احوال.......مهندسین.......اهل ادب..........

بر بخوره به جهنم..........

اگر ادمیزاد بودید انتقاد رو میپذیرفتید حتی اگر توهین امیز بود ..........

به جای اینکه کشورمونو اباد کنیم تیشه ورداشتیم داریم میزنیم به ریشش

من خودم شاهد بودم که دکتری بیماری رو که پول نداشت ویزیت نکرد

الهی به کمرت بخوره

الهی خودت دردمند بشی

همش پول...........پول........پول..........

من دیدم معلم ادبیاتی که بلد نبود ۲ کلمه حرف بزنه............

کار من همیشه یکپاش تو ثبت بوده............خدا نصیب گرگ بیابون نکنه..........بدون پارتی.........یعنی برو بمیر تا یک سال دیگه

-------------------------------------

حالا برسیم سر شیراز

خوشا شیرازو و صف بیمثالش

مردم شیراز کوشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کجان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یک مشت مرده متحرک................ با ماسکهای ساختگی از شادی

بمب یا حادثه..................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این خیلی مهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مهمه؟؟؟؟؟؟؟؟

نه یکم فکر کن........... ارزش داره؟؟؟؟؟؟؟ ارزش داره این قضیه بزرگ نما بشه

کیا تو این حادثه بودن

کسانی که پیرو یک تفکر بسیار افراطی هستن

کسانی که اگر به خداوند اعتقاد داشتن همنوع خودشونو ولو کافر به درخت نمیبستن و اقدام .................. اره این جماعت چند هفته پیش میخواستن دو جوان بیچاره رو با بنزین بسوزونن

جماعتی که هیچی از جنگ نمیدونن

ولی مهمات رو به عنوان نمایشگاه در کنار هیات خودشون نگهداری میکردن

بیان بس کنید

اینقدر برای اینا بها قائل شدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ایا این درسته؟؟؟؟؟؟؟؟

میخواین کاری کنید که دوباره شروع کنن

بریزن به نام اسلام تو خونه مردم و اموالشونو به یغما ببرن و خونه و زندگیشونو به اتیش بکشن

به نام اینکه توی مراسمشون بمبگذاری شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا کی باید از مذهب بخوریم

به نام مذهب به گند کشیدیم کشورمونو

بس کنید

خستم کردین

حالم ازون کسانی که سعی میکنن با بزرگنمائی این قضیه یک جنگ تمام عیار مذهبی راه بندازن

بهم میخوره

مگه چی دیدین ازین مذاهب

بابا همش عین هم........................خدا پرستی..........یکتا پرستی..........انسان دوستی

به کدومشون عمل میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا رو که هیچ کدوم نداریم...............همه بنده پولیم..........خونه.ماشین ........تکنولوژی...........سیاست........ کوفت

انسان دوستی بخوره تو سرمون....................

--------------------------

میخوام ازین به بعد از خاطرات جنگ بابا بگم تا چهره واقعی جنگ رو ببینید

نه این ۴ تا چرندیاتی رو که میخونید

 .......................

----------------------------

بذارید از مذهب براتون بگم

بعد انقلاب

زندگی برای همه سخت شد

خیلی از اقلیتها فرار کردن............. چون به شدت در تنگنا بودن

به نام اسلام اموالشون مصادره میشد

هموطن های ................. به نام خروج از اسلام حکم اعدامشون صادر شد

دسته دسته انسان بیگناه بدون محاکمه کشته شدن

متعصبین تو همین شیراز و اباده و فسا و نیریز و جهرم و اصفهان و نجف اباد و هر جائی که مسکن این اقلیت بود

میریختن تو خونه زندگیشون............. وسایلشونو میبردن...............

به زنهاشون تجاوز میکردن................

مردهاشونو میکشتن

ومیگفتن اگر اینکارو نکنن نماز اون روزشون باطل

این یعنی خداپرستی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ انسان دوستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کجا بود اون زمان سایتهائی که بگن این چیزا رو

شد نوشته بر دل دفتر خاطرات

من به چشم خودم خانواده ای رو دیدم که..............

همش ۶ سالم بود ولی خوب به یاد دارم

با خواهر بزرگم داشتیم میرفتیم خرید

ریختند جلوی در خونه

به زور شکستن ................صدای داد اون مرد ریشو تو گوشمه : کافرا......... خدانشناسا..........نجسها..............

موهای زن بیچاره رو گرفتن کشیدن بیرون............از خونش............

خواهرم نمیخواست بذاره من ببینم..........ولی من صدای جیغ اون زنو میشنیدم...........

که زجه میزد .............کمک میخواست.............ولی کی به دادش رسید

مردم ترسو و بزدل.....................

اون عوضی ها خونه رو به اتیش کشیدن......................

میبینید............

--------------------------------------

عصبانیمممممممممممممم

اونقدر عصبانیمممممممممممممم

دلم میخواد برم داد بزنم

داد بزنم

بگم اخه تا کی تحمل............

اگر عرضه فکر کردن ندارید حرف هم نزنیدووووووووووووووووووو

----------------------------------------

درسته

کشتار

کثیفه............. میخواد کشتن دشمن باشه..........کشتن یک قاتل حتی

ولی تو رو خدا

به همون مقدسات

کمی فکر کنید

و ببینید حقیقت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اینقدر یک طرفه قضاوت نکنید

--------------------------------------------------------

۲۱/۲/۶۵ خاطرات بابا (بخش نقطه چین سانسور)

تلفات امروز ۲۵ نفرکشته و  ۶نفر مفقود اثر. ۳۲ نفر مجروح.........

........بچه ها توی سنگر پسر بچه ۱۵ .۱۶ ساله ای را پیدا کردند که از شدت ترس زبانش بند رفته بود

یکی دو سیلی ....حالش که جا امد مثل بچه ها در بغلم به گریه افتاد ........ وقتی خواستم بلندش کنم........امتناع کرد

مجروح نشده بود ........ولی......یکی از سربازان با صدای بلند گفت توی اولین حمله من ۳ بار خودمو خیس کردم........

یکی دیگه از بچه ها گفت : این که خودبه من تو خودم ر.ی.د.....م......

به خنده افتادم....: بلند شو جوون........میبینی اینجا پادگان شاشوهاست

با خود فکر میکنم: کسی که اسامی داوطلبین را مینوشته سواد خواندن و محاسبه سن این بچه ها را داشته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

---------------------------------------

۶/۸/۶۵

وارد روستای ............شدیم......همه اهالی روستا را به رگبار بسته بودند ....

کار ..........ک ...............هاست...........از ماست که برماست...........

---------------------------------

۲/۱۰/۶۵

سعی کردم خونسرد عمل کنم....ولی نشد ...گفتم تا سرحد مرگ کتکش بزنند تا به حرف بیاد ......وقتی برگشتم بچه ها نامردی نکرده بودند .........دیگر از روی چهره نمشد شناختش

صدای ناله گونه اش: ساعت ۵

نیم نگاهی به ساعتم کردم :۵۵/۴ دقیقه........... بیشرف تا تونست تحمل کرد .....ولی برای برنده شدن ۵ دقیقه عمریست

---------------------------------------

۱۱/۱۱/۶۵

گاهی اوقات فکر میکنم در این جهنم تنها هستم......

یعنی حس میکنم همگی فراموش شده ایم.....

امروز یک گروه ۱۲ نفری اسرای جنگی را اوردند .......شک ندارم که یکیشون علی محمد بود ...لباسش سرتا پا خونی بود ...گفتم بهشون سیگار بدن ...یک ریشو تازه به دوارن رسیده بسیجی جلوم درومد که اینا کافرا باید تیکه تیکه بشن ........

( علی محمد که بعد ها بابا برام تعریف کرد یک خلبان عراقی بود که همراه بابا در انگلستان دوره دیده بود .........و یکی از بهترین رفیقان دوران جوانی بابا بود ........ولی دست تقدیر هردوی اونا رو در ۲ جبهه مقابل هم قرار داد ....علی محمد در تاریخ ۱۳/۱۲/۶۵ توسط یک جوون ۱۷ ساله بسیجی کشته شد . از پشت سر .)

روح هردوشون شاد

--------------------------------

۱۶/۲/۶۶

جنگ به اوج خود رسیده.....کشته روی کشته

دارم شک میکنم ایا کسی در تهران فکر میکند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد از ۴۸ ساعت مبارزه بیسرانجام

دیشب دستور عقب نشینی داده شد......

------------------------------------

۱۸/۲/۶۶

پوست یکی از بچه ها رو زنده زنده کنده بودند...... اسم این عمل چی میتونه باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این روزها به هر طرف نظر میکنم جز دشمن نمیبینم ...خودی بدتر از بیگانه.........

---------------------------------

خبر انفجار یک مین

قطع شدن یک دست

خبر بمباران شهرهای بزرگ ایران

خبر بمب گذاری مخالیفین ریز و درشت داخل کشور

خبر شورشهای داخلی

خبر کشته شدن یک دوست

خبر............

خبر.................

اینا تمام خاطرات سال ۵۹ تا ۶۸ باباست................

یادمون رفته ...که چقدر کشته دادیم

فراموش کردیم که چقدر جوونهای باغیرت و وطن پرست نیمی از جسمشون و تمامی روحشونو نثار وطن کردن

--------------------------------------

بابا از سرهنگ (ی) نوشته که در ابادان جلوی چشمای بابا ۱۰۰ تیکه شد .........

در یک چشم برهم زدن.......................

از سربازی گفت که دیدبان بود ........اخرین حرفش به بابا این بود : قربان ...امروز خبر به دنیا اومدن پسرمو بهم دادن ...۱ روز مرخصی میخوام

لحظهای بعد جسد سوختش روی زمین ...............

از پرستاری گفت که التماس میکرد بکشنش تا دست سربازای عراقی بهش نرسه

از دکتری گفت که تا اخرین لحظات حاضر به عقب نشینی نشد تا بتونه چند تا مجروح دیگه رو بکشه عقب و نجات بده

از سربازانی گفت که خون اهدا میکردن و میجنگیدن

از جوانانی که زخمی بودند.......تنشون پر ترکش...........ولی باز میجنگیدند

از شبهائی میگفت که تا صبح میجنگیدند

از جنگی نابرابر

از اهوازی صحبت میکرد که زمان شاه ۴۰۰ تانک اماده داشت برای جنگ

ولی وقتی انقلاب شد فلسطینیهای دعوت شده از طرف رهبر ...به دلایل مختلف و از ترش کودتا همشونو از کار انداختن

نتیجه: هنگام جنگ به زور ۱۰ تاشونو به کار انداختن

از خلبانهائی گفت که از زندان اومدن بیرون با ۱۲۰ فروند هواپیمای جنگی رفتند به جنگ دشمن

از بمباران دزفول

از به خاک و خون کشیده شدن مردم خرمشهر

از اروند خون

از جسدهای شناور

از مردم بیگناه شیمیایی کرد

از جنگ

-------------------------------

شما اینو میخواین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یک جنگ داخلی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شرم کنید

از خونی که دادیم شرم کنید

اینا فیلم نیست

حقیقت

خون...................دست تیکه تیکه...............بدنهای بدون سر

لاشه های حیوانات

میخواین ایرانو تیکه تیکه کنید

لعنت...........

بس کیند

به مقدساتتون

بس ..............................کنید

تا کی میخواید به نام اسلام بگید ................

کی ایرانی بودید که حالا ازش سیر شدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شد یکبار بگید ایران در خطره

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26076


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!