سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 22 فروردین ماه سال 1387
انتقاد.............. و گلایه از وبنویسان و وبگرد ها

خوب این پست کمی با پستهای قبلی فرق میکنه

اول باید چند تا مطلب را روشن کنم

دوستان عزیز

رفقا

این جا برای من یه دنیای امن

نت برام جای امنی

چون اول کسی منو نمیشناسه

کسی منو نمیبینه

و کسی منو مورد قضاوت قرار نمیده

من خاطراتمو

نوشته هامو

عقایدمو

همه و همه رو مینویسم

و اصلا برام مهم نیست که همه بخونن یا نخونن..........

سعی میکنم جانب احتیاط رو هم حفظ کنم

ولی ................ ولی............... نمی نویسم که جلب توجه کنم

یا اینکه کسی رو جذب کنم

ببینید همتون رفیق

ولی این رفاقت در حدیه که تو دنیای مجازی وجود داشته باشه

امیدوارم درکم کنید و برای دنیای خصوصی من احترام قایل شید

--------------------------------------------

دوم اینکه اگر منو نمیخونید مهم نیست

ولی لطفا اینطوری پیام نذارید : سارا جان مطالبت بسیار زیبا بود . من به روزم به من سر بزن

ببینید هیچی بدتر از این نیست که ادمو مسخره کنن

اخه رفیق

من کجای مطالبم قشنگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ادبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تاریخیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هنری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خاطره مگه قشنگ و زشت داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بدتر از همه این که دقیقا این پیام مربوط میشه به بدترین و تلخترین نوشته هام

رفیق

من همیشه ۵ شنبه ها به تک تک دوستان سر میزنم

مطالب تمام وب ها رو با دقت میخونم

پیام میذارم

ولی وجدانا این رسمشه: من به روزم............... بیا

البته من خوشحال میشم خبرم کنید

ولی دیگه اون  موقع مطالب منو نقد زیباشناسی نکنید

--------------------------------

یکی دیگه اومده میگه شعرهای زیبائی میسرائی

آخه من به این یارو اصطلاحا وب نویس چی بگم ؟

نه خدائیش من کجای مطالبم به شعر برده؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

----------------------------------

یکی دیگه میگه منم خیلی تنهام...... اگر دوست داری من پایه رفاقتم

ممنون........ منم پایه رفاقتم..........ولی تو نت .........

-------------------------------------

یکی دیگه میاد میگه : سارا سیگار میکشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد از اینهمه داستان و خاطره حالا لیلی زن است یا مرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا اگر منو نمیخونی ملالی نیست لا اقل خودتو بیشتر از این ضایع نکن

بله من سیگار میکشم....... روزی ۱۰ تا ۲۰ نخ........مارک ماربرو........

و اگر خیالتم راحت میشه هفته ای کم کم نیم تا یک لیتر هم شراب مینوشم.........

و اگر سوواله دیگه ای هم داری بپرس تا خودت و وبتو روشن کنم

----------------------------------------

دیگه داره کفرم بالا میاد

یکی میگه : حالا ازدواج کردی

واسه آگاهی تمام وبنویسان با دقت   عرض کنم ازین به بعد اگر کسی ازین سووالات بپرسه

دهنمو باز میکنم چشمامو میبندم.......... هر چی لیاقت خودش و وبشه می گما..........

من که نمینویسم تا ...................

بابا اینا خاطرس..............اصلا بگیر داستان..........

یا نخون

یا اگر میخونی با دقت بخون لا اقل عبرت بگیری ........

اما نه ..حضرات زرت باز میکنن

۴ تا عکسو و اهنگ.............: سارا .........خیلی وبت خوشگله.............. به ما هم سر بزن..........

----------------------------------------

خیلی از دست خیلی ها دلخورم

فقط مدعی فرهنگیم

ولی هیچی حالیمون نیست

شده بارها به بعضی از دوستان سر زدم

سلام بهشون دادم و گفتم بعدا میام میخونم

ولی هرگز نخونده پیام احمقانه نذاشتم که وبنویس بیچاره کلی ناسزا هم بگه

آخه فداتون شم

چرا واسه این دنیای مجازی حدی قایل نشیم

همش سواستفاده

اینجا هم ادم حس میکنه باید مدام فرار کنه

دیگه خسته شدم

اگر از این پست به بعد

کسی برام بذاره به روزم

باور کنید دیگه بهش سر نمیزنم

ولی کافیه بیاد بگه: اومدم ولی نخوندمت .........

میرم ببینم کیه

میخونمش

---------------------------------------------

بعضی از دوستان هم واقعا منو شرمنده میکنن

اونقدر با دقت میخونن

پیام کامل

و با حرفاشون حسابی منو انرژی میدن

راهنمائی

پیشنهاد

در کل ادمو دلگرم میکنن که لا اقل در دنیای مجازی کسی هست که دلسوزی کنه نه ترحم......

نه فضولی

نه حماقت

واقعا منو میخونن

نه به خاطر اینکه میوه خوشمزم ...............(زن بیوه)

به خاطر اینکه یه هموطنم......... یه کسی که مینویسه و نیاز داره که بنویسه و بخونه

-----------------------------------------------

یکی از دوستام که بچه طلاق بود تعریف میکرد که شوهر خالش یه بار به مامانش که اتفاقا

زن بسیار زیبائی هم بود گفته بود: زنی که بیوه شد مثل یه میوه خوشمزه میمونه که روی میز گذاشتن.........کسی نمیتونه نادیده بگیردش......... باید هر کی میاد ناخنک بزنه

و مادرش چقدر گریه کرده بود

...................

اما من.............

منم بیوه

مثل خیلی از دختر ها و زنهای این خاک و آب................

ولی میوه خوشمزه نیستم.........

اتفاقا خیلی هم تلخم.................... من زهر هلاهلم...........

پس یادت باشه اگر دفعه دیگه خواستی ناخنک بزنی مردی پای خودت

------------------------------------------------------

دیگه اینکه

اگر پیشنهاد یا انتقادی دارید بفرمائید

من با کمال میل عمل میکنم

یکی از دوستان وبنویس بهم اخطار داد که بعضی نوشته هام ممکنه برام دردسر درست کنه

مخصوصا اونجاهائی که بیحیا مینویسم

بله ایشون کاملا درست فرمودن

ولی من نمیدونم چی باید بگم .........تسلیم.......... تقصیر خودمه.......

از قدیم گفتن خود کرده را تدبیر نیست

ولی وقتی میگم دلم بغل میخواد .......بغل یه غریبه.............

بیشک فقط احساس اون لحظه رو به تحریر دراوردم...........

نه اینکه دنبال بغل بگردم

بابت بغلهای عزیز که حسابی منو شرمنده خودشون کردن عرض کنم ممنون.........غلط کردم

دیگه ازین ور های زیادی تو وبم نمینویسم

یا اگر نوشتم

شما باز پاتونو از گلیمتون دراز کردین

هر چی دیدین از چشم خودتون دیدین..............

من اینجا آزادم که هر چی میخوام بنویسم

مجبور نیستین بخونین که من پاسخگوی تحریک شدنتون باشم...........

-----------------------------------------------

تا همیجا بسه

زیاده روی کردم

از همه عذر میخوام اگر توهین امیز نوشتم

ولی باور کنید کلافه شدم

نمیخوام این محیط آزار دهنده باشه

منو میبخشید اگر کوتاهی کردم....... یا توهین

و از اینکه رو به ابتذال نویسی گذاشتم واقعا شرمنده

 

 

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26063


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!