سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 فروردین ماه سال 1387
کسی سوسک نمیخواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نظر میرسه زندگی کردن خیلی خیلی ساده و اسونه

ولی وقتی میخوای زندگی کنی

نمی دونی اینهمه سنگ از کجاش در میاره پرت میکنه سر رات

انگار این زندگیه که دلش نمیخواد بده

راستی این زندگی عجب زن وحشیه.....................

----------------------------------------------------

خوب من ۳ تا فیلم دیدم.........

که جای بحث داره

از مزخرفترینش شروع میکنم

امریکن پای ...البته نمیدونم شماره چندش بود....... شاید ۶ .......شاید هم ۷

راستش وقتی شماره یک رو دیدم کلی خندیدم

شماره ۲ رو دیدم به جوونهای امریکائی و ازادیشون حسودیم شد

شماره ۳ دلم عشق خواست

ولی بعد ازون

امریکن پای رو به ابتذال و یخی گذاشت

این یکی هم نوبر

همش تو ..............س...ک......س........ و جوونی کردن خلاصه میشد

حس کردم منم دارم میارم بالا

نمیدونم آتو به چیه این فیلم میخندید .؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-------------------------------------------

فیلم پرسپولیس

و باید بگم ۲ بار دیدمش

با دقت............

و خیلی بهم نزدیک بود

البته من خانوادم کمونیست نبودن............ ولی دقیقا حس و هوای اون دختره مرجانو میفهمیدم...........انقلاب........

فقط من موندم چرا تمام بسیجی ها اسلحه داشتن.......

خوب درسته که خیلی کثافت کاری کردن.........

ولی یکم زیاد روی شده بود توش

و دلم چقدر براش سوخت

در کل دیدن پرس پولیس رو بهتون توصیه میکنم........

--------------------------------------

و فیلم سوم

من افتادم تو کار سینمای ایتالیا و اسپانیا.......

لازم شد زبونشونم یاد بگیرم

این فیلم اسمش ملیسا.........

داستان یه دختر ۱۶ ساله ایتالیائی که دچار بحران جوونی میشه

و ...........

خیلی  تکون دهنده بود برام

انگار زندگی خودمو برده بودن روی پرده

انگار باید جاش مینوشتن : سارا

تا حالا اینطوری خودمو ندیده بودم

نشد گریه کنم

آتو تمام مدت خیره خیره نگاه میکرد

و منم صدام درنیومد

-----------------------------------

یه سیگار دیگه

آتو هم قلیون میکشه .........

خلاصه دود و دمی راه انداخته بودیم دیدنی................

صدای ایفون

رنگم پرید وقتی صدای خانم دکتر پیچید تو گوشم: سارا جون برات دلمه اوردم

: دستتون درد نکنه....صبر کنید الان میام درو باز میکنم.......آیفون خرابه

گیج ویج سیگارو خاموش میکنم : آتو بجنب........ اینا رو خاموش کن....... جمع کن ....

ـ چرا ......برو بگیر.بیا دیگه

: میاد تو......... زود باش

عطر خالی کردم رو خودم..... پریدم دم در.........

خانم دکتر با دلمه کلم سفیدش یه راست بدون تعارف اومد تو..........

با خنده گفت: ووووووو چقدر گلدونات خوشگل شدن....... ببینم اینا رو چیکار میکنی ........ به منم بگوووووو...........گلای من رو به موتن

و میاد تو

آتو رو به خانم دکتر معرفی میکنم.............

ساعتی بعد جمع خیلی گرم شده

انگار خانم دکتر هم نمیخواد بره

با هیجان برمیگرده سمتم و میگه: اگر یکم شیر بریزی تو اب قلیون همچین دودش گیرا میشه نگو و نپرس ................

از خجالت اب شدم رفتم زیر زمین.............

آتو هم سرخ............

خانم دکتر به قهقهه افتاد : وای....... نگفتم لبو بشین....... ور دار بساز اون قلیونتو ....... بیار........یا نه بذار خودم روبه راش کنم......... من استاد این کارم........

نیم ساعت بعد دود غلیظ مثل مه بالای سرم وول میخورد

صدای خنده های خانم دکتر: میدونید اولین بار که قلیون کشیدم فقط ۱۴ سالم بود...........

 بی بیم خدا بیامرز هر روز بساطش به راه بود......... به منم اجازه داد یه بار جلوش بکشم...........ووووووووووووووو .......بچه ها .......... خیلی ممنون......... منو بردین به دوران خوب زندگیم.......... دکتر از بوی دود و دم بدش میاد نمیتونم بساطمو  بپا کنم.........مجبورم برم خونه دوستی خواهری............ خدای من....قدر دوران تجردتونو بدونین........ خیلی کم پیش میاد تو دوران زندگی زناشوئی ادم به خودش هم فکر کنه.......... وقت بذاره واسه تفریح

و اهی از ته دل

واسه یه لحظه نقاب خانم دکتر کنار رفت............

و من چهره غمگینی رو دیدم که زمان پیر و فرسودش کرده بود

یه زن پیشرو..................

که دست زمونه بالشو قیچی کرده بود

خیلی زود ظاهر شادشو دوباره به خودش گرفت و گفت : خوب بچه ها من برم........... راستی سارا میتونم جلد ۳ تاریخ تمدنتو ببرم.........

و خودم: خواهش میکنم..نشسته بودین......... تازه داشت خوش میگذشت ........

آتو: سارا راست میگه...بشینید.......... زود هنوزا.............

و صدای خانم دکتر: الان دکتر خسته و کوفته برمیگرده......... باید خونه باشم...........

و رفت

-------------------------------------------------

حیاط خیلی خوشگل شده

گلدونام............

درختا............

گلای رز

...........ووووووووووووووووووووو

گربه هام..........

راستی واسشون با اتو اسم گذاشتیم.........

اولی چون همه جای تنش سپیده ولی دمب مبارکش خاکستریه.......... اسم شریفشون شد طوسی .......یا دم خاکستری

دومی هم نقطه نقطه بدنش رنگ رنگیه......... اسم شد رنگی رنگی....... یا خالی مخالی

سومی خیلی متین .......... و بسیار خواب الودس....... و زیر شکمش سپید........... پوزه عزیزش خاکستری.........آتو بهش گفت : خوابالو................

منم گذاشتم ناز پنجول.................... آخه پنجولاش خیلی دوست داشتنین...........

میبینید بساط گربه داری منو..............

------------------------------------------------

راستی ۲ تا یاکریم هم اومدن روی دخت خرمالو واسه خودشون لونه کردن

اسم خانمشو گذاشتیم شهبانوووووووووو...........اسم اقاهه رو هم گذاشتیم پرویز خان........

خلاصه حسابی دوست و رفیق دارم..........

هوامو دارن

آتو غش کرده از خنده

و خودم: خفه لطفا..........

-------------------------------------------------

امشب

امشب

فقط هین امشب

دلم میخواست یکم هرزگی میکردم

و میرفتم تو بغل یه غریبه

فقط

فقط

یکم میخوابیدم

حالا اصلا برام مهم نیست این غریبه میتونه ...........میتونه .............

ولش کن .......

بهتره ادامه ندم

پی نوشت : دچار سو تفاهم نشید...... نه حس تنهائی بهم دست داده...... نه حشرم زده بالا..........من فقط یه فیلم رمانتیک دیدم جو گیر شدم به مقادیر بالا.......... همین.......

-----------------------------------------------------------------------------------

کسی سوسک میخواد.........

کسی سوسک میخواد

من اینجا دارم

از انواع بسیار مهربونش

میخواین دریغ نمیکنما.............

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26089


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!