سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387
خسته از نوشتن

خیلی حرف هست واسه نوشتن

ولی این چند روزه

نوشتن هم ارضام نمیکنه

سیگارمو روشن میذارم تو زیر سیگاری...........

چشمامو میبندم

نفس عمیق

-----------------------------------

امروز هوا ابری

از سر کار که برگشتم

دیدم حیاط ناجور کثیفه

افتادم به جون حیاط

جارو کردم........ شستم......

برق افتادن موزائیکا

یک دفعه اسمون صداش درومد

بارون فصلی

رگبار زد

اینقدر سریع که .............

حوصلم نشد برم داخل همینطوری ایستادم زیر بارون...............

کمتر از ۲ دقیقه موش اب کشیده شدم

حس خوبی بود

خیلیییییییییییییییییی.

--------------------------------------------

آتو از یزد اومد پیشم این ۲ روز اینجا بود.......... امروز صبح هم رفت

خیلی خسته و داغون

به زور میتونست چشمامی خستشو بیدار نگه داره

حسابی ازش پذیرائی کردم...........

از نامزدش صحبت کرد

از یزد

از دانشگاهش

از زندگیش

از............ از خیلی چیزا.........

در کل خیلی دیدش نسبت به زندگی مثبت شده............

خدا یا شکر

که حدا اقل آتو راضی از زندگیش

--------------------------------------------------

لخت ........

لخت

لخت

لخت

دلم رقص میخواد

دلم رقص میخواد

--------------------------------------------------------

 

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26090


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!