دستام
با دستهام....... با خودم حرف میزنم حوصلم سر نره
امروز داشتم دختران از هم گسیخته رو میدیدم
خیلی بدنم سرد شده بود
ولی حوصلم نمیشد لباس تنم کنم
خسته هم بودم ولی به زور چشمامو دوخته بودم به .............. اصلا نمیدونم به کجا میرم
-----------------------------
گربه کوچولوی نازی
افتاد تو خونم.......میو میو میو .......میو میو میو
وقتی از سر کار برگشتم متوجش شدم......خیلی کوچولو بود
گویا مادرش میخواسته جاشو عوض کنه از دهنش ول شده
خلاصه حسابی دلم سوخت
خواستم بغلش کنم
دیدم باز از توی پارکینگ صدای میو میاد
رفتم دیدم توی جعبه خالیها ۲ تا نینی گربه دیگه هم هست
چنان از خوشحالی جیغ کشیدم
حالا من ۳ تا نی نی گربه دارم
۳ تاشونم ماده
خانم طلا بدش نیومده
میره اروم میشینه
اینا هم فکر کردن مامانشونه
البته مامان گربه هم میاد ..بهشون شیر میده......خیالش راحته........ امروز عصر من کلا گربه داری داشتم میکردم....خدایا ممنونم
-----------------------------------------------------
زندگی بیشک قشنگه
وقتی تو عالم رقص
یه نفس با فکرم حست میکنم
با فکرم بازوهاتو
نگاهتو.........من حست میکنم

-----------------------------------------------
این سایت رو حتما ببینید
http://balleh.wordpress.com/



اینا عشقن
حال میکنم با این روحیات لطیف و رقصهااااااااااااااا
انگار دارن خدا رو پرستش میکننن
برید سایتش
حتما خوشتون میاد |