سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 15 فروردین ماه سال 1387
باله.................بیا..........بیا.........میو

دستام

با دستهام....... با خودم حرف میزنم حوصلم سر نره

امروز داشتم دختران از هم گسیخته رو میدیدم

خیلی بدنم سرد شده بود

ولی حوصلم نمیشد لباس تنم کنم

خسته هم بودم ولی به زور چشمامو دوخته بودم به .............. اصلا نمیدونم به کجا میرم

-----------------------------

گربه کوچولوی نازی

افتاد تو خونم.......میو میو میو .......میو میو میو

وقتی از سر کار برگشتم متوجش شدم......خیلی کوچولو بود

گویا مادرش میخواسته جاشو عوض کنه از دهنش ول شده

خلاصه حسابی دلم سوخت

خواستم بغلش کنم

دیدم باز از توی پارکینگ صدای میو میاد

رفتم دیدم توی جعبه خالیها ۲ تا نینی گربه دیگه هم هست

چنان از خوشحالی جیغ کشیدم

حالا من ۳ تا نی نی گربه دارم

۳ تاشونم ماده

خانم طلا بدش نیومده

میره اروم میشینه

اینا هم فکر کردن مامانشونه

البته مامان گربه هم میاد ..بهشون شیر میده......خیالش راحته........ امروز عصر من کلا گربه داری داشتم میکردم....خدایا ممنونم

-----------------------------------------------------

زندگی بیشک قشنگه

وقتی تو عالم رقص

یه نفس با فکرم حست میکنم

با فکرم بازوهاتو

نگاهتو.........من حست میکنم

eshgh

-----------------------------------------------

این سایت رو حتما ببینید

http://balleh.wordpress.com/

eshgh2

 

eshghe 3

eshgh 4

 

اینا عشقن

حال میکنم با این روحیات لطیف و رقصهااااااااااااااا

انگار دارن خدا رو پرستش میکننن

برید سایتش

حتما خوشتون میاد


تعداد بازدیدکنندگان : 26042


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!