سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 13 فروردین ماه سال 1387
دل خوشی الکی.................

احساس چیه؟

عشق چیه؟

دیدن چیه؟

شنیدن چیه؟

ادراک چیه؟

این روزا

این لغاتن که دارن مسخرم میکنن

فکرم فلج شده

فشاررررررررررررررررر

این داره منو زیر رو میکنه

-----------------------------------

میخوام سبکمو عوض کنم

میخوام سوال کنم

میخوام زندگی رو سووال کنم

میخوام لخت شم

شیرجه بزنم وسطش

دوباره متولد شم

بعد .............

به خودم بگم

من زندم

اره من زندم

هنوز قلبم داره میتپه

------------------------------------

وقتی ۱۵ سالم بود

با خودم قرار گذاشته بودم هر روز یه جمله معروف حفظ کنم

از یه نویسنده معروف

این خیلی به نوشتنم و سبکم کمک کرد

من میخوندم

و به خیال خودم فکر میکردم

حالا میفهمم که اصلا فکر نمیکردم

امروز دوباره مردی که میخندد ویکتورهوگو رو برداشتم

حس خوندنشو نداشتم

نقدشو خوندم

و فهمیدم چقدر بیسوادم

-----------------------------------------

رفتم خرید

شلوغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

خیلی شلوغ

تقریبا دیوانه کننده بود

هر جا نگاه میکردی مسافر بود

که البته داشتن اخرین روزای تعطیلات عیدشونو پشت سر میذاشتن

زنی داشت ناهار درست میکرد

یکی به من بگه اگر این سفر.............ناهار پختنش چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه مجبوری

با توله ...........زاده ها ...............بیای تو غربت که کنار خیابون برنج دم بندازی و مدعی بشی که داره بهت خوش میگذره

چقدر ملت بدبختی شدیم

دلمونو خوش کردیم به ۴ روز تعطیلی که بزنیم به کوه و بیابون

----------------------------------

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26074


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!