سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 12 فروردین ماه سال 1387
گور ..............در گور...........

حوصله نوشتن ندارم

انگاری دارم دور خودم پر میخورم

الکی امیدوارم

خودم اینو میدونم

جواب تلفنهای بهرامو نمیدم

همرامو خاموش کردم

----------------------------

از انتظار متنفرم

همیشه هم بودم

دیگه حالم ازین استیصال و سستی بهم میخوره

گلوم میسوزه

بینیم کیپه

چشمام اشکریزه

به گمونم تقصیر این گل یاس تو خونس

کل محله پر از یاس و نسترن

حالم اصلا خوب نیست

-------------------------

خیلییییییییییییییییییییییی

خیلییییییییییییییییییییییی

احمقی

احمق

 

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26057


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!