سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 19 اسفند ماه سال 1386
شرمندگی............

دوستان عزیز

چشم

به روی ۲ تا چشمام

شما نظر بدین

من هم منعکس میکنم

اول از همه بریم سر وقت قم

................

قم

شهری بسیار قدیمی

با یک نوع هنر دستی مخصوص که البته الان رو به نابودیه

یک نوع سرامیک سازی ........

درست نمیدونم

یک جائی دربارش خوندم

که داره نابود میشه

از بخت بد مجلشو پیدا نکردم

کسی چیزی میدونه بگه

اما قم همیشه هم اینقدر شهر مزخرفی نبوده

تا قبل از اسلام هم نشانه های از تمدن و زیبائی رو داشته

همه میدونیم که باغهای اطراف قم محلی امن برای برگزاری جشنها و مراسمهای ممنوعه کشوری

چون قم شهریست مذهبی

با مردمانی که بهتره کلاهتون سمتشون افتاد از خیر کلاهتون بگذرید

این اتفاقیه که برای پدرم در سال ۱۳۵۶ در قم افتاده

گویا تو اون سال بابا اونجا براش مشکلی پیش میاد و مجبور میشه در قم بمونه

اینطور که تعریف میکردن دنبال بیمارستان میگشتن ....گویا دچار مشکل گوارشی بسیار فجیع شده بودن

خلاصه در به در دکتری درمانگاهی چیزی از یک قمی نشونی یک بیمارستانو میپرسن

یارو سری میجنبونه و با لهجه قمی میگه که نمیدونه ...........و حتی بعد از لحظه ای رو به بابا میکنه و میگه ازین راه که امدی برگرد شاید پشت سرت جائی پیدا کنی

خلاصه بابای بیچاره من دست به شکم اروم اروم میره ییهو برمیگرده میبینه ۲۰ قدم اونورتر .......اون طرف خیابون بزرگ نوشتن بیمارستان...............

خلاصه بابا رو میگی فنرش از جاش در میره.......

فلون فلون شده بلد نیستی بگو نمیدونم چرا اذیت میکنی ادرس اشتباهی میدی

یارو پوزخندی میزنه میگه : خوب میخواستی چشماتو باز کنی خودت ببینی

قم شهر مذهبی

بدون چادر وارد نشوید

خیلی هم شهر ارزونیه

هیچ وقت به مردمان شهرهای زیارتی اعتماد نکنید

--------------------------------

درباره تبریز

میگن ملکه یکی از پادشاهان ایرانی به شدت بیمار شد و هیچ طبیبی نتونست تبشو پائین بیاره

میگن چون ملکه سفر خیلی دوست داشت از شاه خواست اونو به سفر ببره بلکم حالش بهتر بشه

وقتی به منطقه زیبا و جلگه اباد رسیدن

تب ملکه ریخت

و ازون روز به اونجا میگن تبریز

شهری تاریخی

با مردمانی که به شجاعت معروفن

کی از یاد میبره دلاور مردان تبریزی رو که در برابر روسها قد علم کردن

یا در جنگهای خیلی حساس همیشه حامی وطن بودن

زبان تبریزی

زیباترین و اصیلترین گویش ترکیه...........

زبانی زیبا با عشوه گریهای بینهایتش

---------------------------------

و اما بریم سروقت گیلان

از بندر انزلیش بگم و دهکده ساحلی

از بلوار پاسدارنش بگم یا تالاب انزلی

از بارونش بگم

از لاهیجانش

از دخترای لاهیجانی که تو زیبائی دست دخترای ترک رو از پشت بستن

از کلوچه بگم یا ماهی شور

از خاویار بگم یا غم مردمش

از استثمار بگم

یا جکهاش

----------------------

اقا شیراز معتاد هم داره

زیادم داره

کجای ایران معتاد نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رانندگی در شیراز حکم ورود به جهنم رو داره

خوب اقا حق بده

جماعت فارس.......لر......ترک.......عرب.......و خوب بهم بزن

با خصوصیات ویژه خودشون ببین چی از توش درمیاد موقع رانندگی

یه وجب جا

یکدفعه شب عیدی ۲ میلیون ایرانی و شیخ نشین میریزن توش

بابا ای ول به مرامتون

ببین چقدر این استان کشش داره بازم میرید خونه هاتون میگید خوش گذشت

حالو یه تکپا تشریف ببرید اصفهون

واسه کنار پارک چادر زدن هم پول ازتون میسونن

چرو؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون این شهر حساب کتاب داره .مثل شیرازیا که ما هپلی هپو نیستیم.......

تو شیراز بگو دانشجوئی........بلیطا همش تخفیف میخوره.........همه مهربونانه میگن اخی: طفلی غریبه .یک وقت غریبی نکنی ها .........شده ور دارن ببرن خونشون اینکارو میکنن

حالو بیو مثلا اصفهون......همچین چپکی نگات میکنه انگار داره به ج ......نگاه میکنه...........

خوب مگه چه فرقی داره تخفیف نداره ........ دانشجو جماعت وضعش از ما بهتره

--------------------------------

بابا خیلی زدم تو سر اصفهون

اقا از بس  جنبه دارن

اصفهون نصف جهون

زاینده رود و شباش

با اون غزل ایرج..........

کنار زاینده رود ..........با دلبر بیرون میرم........بوسه از لبهاش میگیرم..........

وای ..........اصفهان روزش خوشگله........شبش عروسه

این شهر منظمه..........بزرگه.اباد.......و بسیار با دیسیپلین

مردم اصفهون اصیلن

قوین

کی از یاد میبره سختیهائی رو که تو طول تاریخ کشیدن....... قحطی و تاراج

کمی فکر کنم دلیل خساست اصفهانی ها رو میفهمیم

اسمای دیگه اصفهون: سپاهان....... اسپاندا..........یهودیه

این شهر هم محلی امن برای اقلیتها

-----------------------

دیگه کجو رو براتون بگم

شما بگین

کیه دریغ کنه

---------------------------

دوست عزیز فائزه جان نشونی وبتونو فراموش کردین بذارید

من موندم شما کدوم دوست وبنویس هستید

ارزو جان با باز کردن وبت دچار مشکل شدم

فکر نکنی بیمعرفت شدم نمیام سر بزنم

بیخیال ذهنت

بذار دلت هر جا دلش میخواد پرواز کنه

-----------------------------------

لباس رسمی میپوشم

اونقدر صاف و اتو کشیدم یاد سرهنگ میافتم

خندم میگیره

صدای اردلان میاد

داره همه چیز رو چک میکنه

داره برمیگرده پیش خانوادش

تا همینجاشم سنگ تموم گذاشت برام

خدا به همراهت رفیق

بیشتر رفیق تا برادر

---------------------------

بابا همیشه تاکیدش بر این بود

در اوج نا امیدی و استیصال نذار حتی دوستانت پی به عذابی که میکشی ببرن

نه تنها کمک نیستن اتیشی میشن بر خرمن ذهنت

---------------------------

دل ما خانما از شیشست

به کوچکترین ضربه ای میشکنه

ولی قرار نیست صدای شکستنشو حتمی بشنوی تا دلت بسوزه

نشکنش

نشکن اقا

خسارتشو از حلقومت میکشم بیرون

خیال کردی

---------------------

اسباب کشی

اینقدر خنده دار نگو و نپرس

میگی نه.......

امتحان کن

یک لیست بلند بالا داری

۴ تا تیکه وسیله پیزوری

یکم فکر

یکم زور

کلی تخیلات و تفکرات نابهنگام

چند تا نخ سیگار

همراه کلی خمره شراب که میخوای به هر کلکی هست جاسازی کنی ببری اصفهون

کجو؟؟؟؟؟؟؟؟

اصفهون نصف جهون  که ادماش به او چیزی که نیستن تظاهر میکنن

برعکس شیرازیا

--------------------------------

باز دعوااااااااااااااا

و من میخندم

هر چی کوروش میگه

من میخندم

یکهو داد میزنه: به چی میخندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ـ هیچی عزیزم همچین عین لبو سرخ شدی یاد این افتادم تو لبو هم دوست داری

مات و متحیر نگاهم میکنه: سارا........به جون خودم دنبالشم.......دیگه بندرم نمیمونم......غلط کردم......یه فرصت کوچولو بهم بده

باز میخندم: ببینم ۱ دقیقه بسه

ـ سارا کاری نکن که........

: چیکار میکنی.......میزنی .میکشی.......ازت برمیاد ......نشون دادی........نشون دادی......ولی فکر نکن یه بار خوردم بازم میذارم هر غلطی دلت خواست باهام بکنی.........ببین کوروش یا مثل یه جنتلمن در شان خانوادت میایی و تموم میکنی یا ...........

ـ یا چی؟ چه غلطی میخوای بکنی ؟ میخوای بری تو دادگاه جار بزنی......... بدبختت میکنم.........کافیه ..........

: کوروش......اروم باش........ببین.....لعنت بر شیطون........من  از اولشم نخواستم ابروریزی کنم........بابا اینو بفهم ابروی تو ابروی منم هست..........نذار مضحکه شیم........ببین تا همینجاشم خانواده هامون کلی سرخورده شدن..........کوروش مگه نمیگی منو دوست داری.......لا اقل به احترام همون یک ذره علاقه نذار بیشتر از این اذیت شم

ـ تو از من بدت میاد من میدونم.......

: وای......مرد مومن چرا چرند میبافی........من و تو تیکه هم نبودیم.......اشتباه کردیم.......بیا و مردونگی کن تمومش کن..........به خدا پیرمو دراوردی.......دیگه خودمو نمیشناسم

ـ بهم فرصت بده

: که چی........که دست از کاری برداری که دوست داری......تو وجودته.......گیریم دیگه دست روم بلند نکردی........چه تضمینی وجود داره که بازم تنهام نذاری........تو میگی دوسم داری........چند شب ...چند روز تو این ۹ ماهه گذشته از لحظه خواستگاری تا حالا باهام بودی..همش وعده و وعید..........کوروشم.......تو رو به مقدسات........تو رو به همون دل صافت.......بذار برم......بذار ازاد شم......من و تو نمیتونیم ادامه بدیم

ـ یه فرصت دیگه.....خواهش میکنم.......میخوای به پات بیافتم

----------------------------

همیشه فکر میکردم وقتی مردی به پای یک زن بیافته این باید خیلی غرور افرین باشه

ولی حالا میفهمم این نهایت بدبختیه یک زنه

اگر در شرایط من مردی به پاش بیافته

-----------------------

میخندم

با صدای بلند

 لباس رسمی میپوشم

باید یه سری برم اصفهون....................

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26026


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!