سیگارمو از روی لبهام برمیدارم .......میندازمش توی زاینده رود ......میگم : شکر ......امروز هم گذشت نه....تو تنها نیستی

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 4 اسفند ماه سال 1386
مرده////////////////

نمیدونم اثر داروها این بلا رو داره سرم میاره

یا واقعا .........

نمیدونم

انگار معتادها شدم

منگم

چشمام

و سر درد

ولی هنوز خوبم

------------------------------

یه سیگار دیگه

اردلان داره با در و دیوار صحبت میکنه

یک دفعه عصبانی داد میزنه: کجائی؟

چشمامو میبندم: خودم حلش میکنم

ـ اره...میبینم........ با کشیدن و خوردن........ زندگیت شده مشروب و ............سارا

چشمام خستن

فقط نگاهش میکنم

ـ دیگه نمیتونم بیشتر از این صبر کنم.......... تلفن میکنم به بهرام...... حتی فکرشو نمیکردم اینقدر ضعیف باشی........... طور دیگه ای شناخته بودمت و برای خودم متاسفم

: هر کار دلت میخواد بکن

و میخندم

نکنه معتاد شدم

---------------------------------

اصلا خودمو نمیشناسم

خیلی با خودم غریبم

امروز تو ائینه نشناختم خودمو

یعنی این منم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چند روزه ؟؟؟؟؟؟

یادم نمیاد

اینا به من میگن ضعیف //////////////

اره.................

اره.............

همش به خوشایند اینا زندگی کردم

حالا که ول کردم

میگن ضعیفم........................

=================

باز دعوا...........

صدای کوروش حالمو خرابتر میکنه

: برو بمیر....... وگرنه خودم ترتیبتو میدم

و داد کوروش: زرنگ.........مارمولک.......... ج..........

صدای شکسته شدن یک گلدون...........

و باز کوروش: من نمیذارم.......... من میخوامت

ـ تو غلط میکنی.........زر مفت نزن ..من نمیخوامت ..........میتونی بفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میتونی؟ ازت بدم میاد .........ازت متنفرم..........

=================

صدای اردلان: چرا اینطوری شد؟ این پسره که خوب به نظر میرسید

ـ اره اون خوبه حتمی مشکل منم

: سارا....چرا اینطوری میکنی....... منکه چیزی نگفتم.......

ـ نه...من میدونم چی فکر میکنی........ ولی من تلاشمو کردم.........

: بس کن......خیلی خوب....... خیلی خوب......تو زندگی هر کسی پیش میاد ........تو تقصیری نداری

======================

دلم گرفته

انگار دلم از تمام دنیا گرفته

دلم از بیوفائی دوستام

از خیلی چیزا گرفته

هیچ چیز برام جذاب نیست

هیچ چیز

خدایا مرخصی میخوام

میشه منو ۲ ماه بکشی بعد زنده کنی

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

=====================

 


تعداد بازدیدکنندگان : 26085


عناوین آخرین یادداشت ها
وقتی منو میخونی
چند چیز رو به یاد داشته باش
درگیر نشو
سوال نپرس
به خودت بگو : داستان جالبی بود
---------------------------
من یک داستان بیشتر نیستم........که یک روز تموم میشم
مثل خیلی از داستانهای دیگه
مثل داستان تو................
شناسنامه کامل من...

زخمها و دردهای آدم سرمایه است...!
هر کسی نمیتونه به این جایی که تو رسیدی برسه...!
پس سرمایه ات رو با کسی قسمت نکن...!
داد نکش...!
آه و ناله هم نکن...!
صبور، آرام و بی سر و صدا همه چیز و تحمل کن.
تو مانند تکه سنگ آهن هستی تازیانه روزگار خردت کرد و شکستت و بارها درکوره بی رحم حوادث زمانه حراراتت داد..
گداخته شدی ، ذوب شدی، سرد شدی ولی هر بار آب دیده تر شدی.
تا العان کهبصورت پولاد در اومدی.
تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش کرد...!