نمیدونم اثر داروها این بلا رو داره سرم میاره
یا واقعا .........
نمیدونم
انگار معتادها شدم
منگم
چشمام
و سر درد
ولی هنوز خوبم
------------------------------
یه سیگار دیگه
اردلان داره با در و دیوار صحبت میکنه
یک دفعه عصبانی داد میزنه: کجائی؟
چشمامو میبندم: خودم حلش میکنم
ـ اره...میبینم........ با کشیدن و خوردن........ زندگیت شده مشروب و ............سارا
چشمام خستن
فقط نگاهش میکنم
ـ دیگه نمیتونم بیشتر از این صبر کنم.......... تلفن میکنم به بهرام...... حتی فکرشو نمیکردم اینقدر ضعیف باشی........... طور دیگه ای شناخته بودمت و برای خودم متاسفم
: هر کار دلت میخواد بکن
و میخندم
نکنه معتاد شدم
---------------------------------
اصلا خودمو نمیشناسم
خیلی با خودم غریبم
امروز تو ائینه نشناختم خودمو
یعنی این منم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند روزه ؟؟؟؟؟؟
یادم نمیاد
اینا به من میگن ضعیف //////////////
اره.................
اره.............
همش به خوشایند اینا زندگی کردم
حالا که ول کردم
میگن ضعیفم........................
=================
باز دعوا...........
صدای کوروش حالمو خرابتر میکنه
: برو بمیر....... وگرنه خودم ترتیبتو میدم
و داد کوروش: زرنگ.........مارمولک.......... ج..........
صدای شکسته شدن یک گلدون...........
و باز کوروش: من نمیذارم.......... من میخوامت
ـ تو غلط میکنی.........زر مفت نزن ..من نمیخوامت ..........میتونی بفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میتونی؟ ازت بدم میاد .........ازت متنفرم..........
=================
صدای اردلان: چرا اینطوری شد؟ این پسره که خوب به نظر میرسید
ـ اره اون خوبه حتمی مشکل منم
: سارا....چرا اینطوری میکنی....... منکه چیزی نگفتم.......
ـ نه...من میدونم چی فکر میکنی........ ولی من تلاشمو کردم.........
: بس کن......خیلی خوب....... خیلی خوب......تو زندگی هر کسی پیش میاد ........تو تقصیری نداری
======================
دلم گرفته
انگار دلم از تمام دنیا گرفته
دلم از بیوفائی دوستام
از خیلی چیزا گرفته
هیچ چیز برام جذاب نیست
هیچ چیز
خدایا مرخصی میخوام
میشه منو ۲ ماه بکشی بعد زنده کنی
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
=====================
|