دارم به تو فکر میکنم
به خیلی های دیگه
به دوستام
به نگاهم
به فکرم
به زندگیم
۱۰ سالم که بود ارزوی پرواز زندگیم بود
۱۳ سالم که بود زندانیهای سیاسی و رادیو اسرائیل
۱۵ سالم که شد دستای تو تنمو داغ کرد و نگاهت درونمو خاکستر کرد
وقتی بودی خوش بودم و شرمنده
نبودت اشکی بود و تاسف
کلماتت
چشمای ماشی رنگت
داستانهایی که مینوشتم
کسی به من نگفت این راه بیراهست
کسی به من نگفت این راه.........سخت و صعب العبور
کسی به من نگفت تو گرگی نه میش
جاه طلبیهای من پایانی نداشت
حالا امروز...........
تو مهمان منزلم شدی
امروز نگاهت سر میز شام دوباره خاکستر وجودمو شعله ور کرد
۱۰ سال از اولین ملاقات میگذره
میشنوی من چی میگم
صدای خندتو میشنوم که به کوروش تبریک میگی
و من اینو ازت نمیخوام
تمام بدبختی هام ..........تمام بیراه ها..........نمیبخشمت
هیچ وقت
با تنفر نگاهمو به سمتت نشونه میگیرم
برام مهم نیست کوروش حس کنه
برام مهم نیست
تو چرا پاتو تو این خونه گذاشتی
فکرشو نمیکردی من بیام بندر پیش کوروش
کثافت
باید دارت بزنم
باید تیکه تیکت کنم
تو نابودم کردی
تو دختر شاد زندگیمو پیر کردی
جوونیمو گرفتی
منو تو این دام انداختی...........که از سر ناچاری تن به این ذلت بدم
حالا لبخند میزنی و میگی مبارک..........
بعد از چند ماه.........
چند سال منو ندیدی
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کثافت
هرزه
اشغال
ای کاش قانونی نبود
اون وقت من عدالتو در حقت تموم میکردم
---------------------------------
صدای کوروش از خواب بیدارم میکنه
: سارا پا شو......عزیزم
ـ چی شده
: داشتی تو خواب ناله میکردی.......فکر کردم الان سکته میزنی.......کابوس دیدی
ـ وای کوروشم.........خواب دیدم مهمون داریم
: جونم.......خوب کی بود ؟
خیس عرق به اطراف نگاه میکنم......کسی نیست .......مهمانی در کار نیست
ـ کوروش.......تنهام نذار......من دیگه نمیتونم تنها بخوابم
: عزیزم........من کنارتم......همینجام........بخواب........من نازت میکنم.......اروم باش.......اب میخوای......؟ برات بیارم
ـ نه.........
میزنم زیر گریه
ـ کوروش همش میترسم منو نخوای........حس میکنم دختر بدی هستم.......زن خوبی برات نیستم
: الهی.......سارا چرا اینطور فکر میکنی ........من که بارها بهت گفتم دوست دارم.........اگر به خاطر
ـ بغلم کن........فشارم بده.......وای من دارم میمیرم کوروش........تو رو خدا کمکم کن.........نذار بمیرم.........من دارم میمیرم
: سارا.........منو نگاه کن........منو نگاه کن........وای...........عزیزکم من پیشتم..........بخواب
-------------------------
ساعت ۱۱ باز از خواب بیدار شدم........کوروش مثل بچه معصوم لالا کرده.......
نمیتونم بخوابم
میترسم چشمامو بذارم رو هم و تو بشی کابوس شبانم...........
باید ببخشمت
باید ببخشمت
نفرت منو داره نابود میکنه نه تو رو
-----------------------------------
۱۲/۴/۸۱
دیگه اسمون خانوم هم به حرفام گوش نمیکنه
ستارمو گم کردم
چند سالی میشه به ستارم سلام ندادم
نمیدونم کی ...........کجا ..........زمان رویاهامو دزدید
نمیدونم کجا ...........نگاه شادمو جا گذاشتم
دیگه اسمون خانوم دلش برای قصه هام تنگ نمیشه
دیگه قطار خیال تو دلم سوت نمیکشه
دیگه دشت زندگیم گندم زار نداره
کجا گم کردم نگاهتو
کجا جا گذاشتم عشقتو
خیلی وقته اسمون خانم از سر دلسوزی برام گریه نکرده
گناهم چی بود؟؟؟؟؟؟؟
گناه من چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
------------------------
۱۵/۴/۸۱
کلماتم در هم و برهم میفروشم
من کتابهایم را به حراج گذاشته ام
من دفتر شعرم را
من نوشته هایم را میفروشم
به بهای یک شب در کنارت بودن
بهای یک بار بودنم با چقدر است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ان را میپردازم
من فکرم را به همان بها میفروشم
من درختان باغ زندگیم را قطع میکنم
و اشکهایم را بدرقه حرفای پوشالیت میکنم
که چه اسان فریب نگاهت را خوردم
گناه من چه بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-------------------------------
۲۲/۴/۸۱
به کوری چشمانت میخندم
در اغوش رقیبت خسبیده میخندم
به ریش تو و ان فاحشه ای که همبسترت شده
به ریش تو و ان خانواده نفرین شده ات
در اغوش دوست پسرم
-----------------------------------------
۲۵/۵/۸۱
امروز ۲۰ ساله شدم
لخت رقصیدم
و نگاهم را نثار دیگری کردم
چشمانم خمار خانه او شد
و تنم ارامش تختخواب او
و سینه هایم انار اب لمبو دهان زده او
دلم خنک شد........
تو تنها کسی نیستی که وقفش میشوم
میخوام لذت ببرم
برو گمشو در اغوش ان زنک پشت کوهی
------------------------
|